پرنسس اردیبهشتی ما

آتریسا جون 147 روزگی

امروز سه شنبه 26 شهریور 92 (میلاد امام رضا) مامانی و عمه اعظم و عمه افسانه من و بردن دکتر تا گوشهام و سوراخ کنن هنوز دکتر کارش و انجام نداده بود که بابایی هم خودش و رسوند، وقتی  اون دستگاه رو دیدم ترسیدم وگریه کردم خیلی درد نداشت ولی مامانی و بابایی خیلی استرس داشتن که یه وقت گوشهام عفونت نکنه ...
27 شهريور 1392

آتریسا جون 135 روزگی

یه چند روزی هست که مامان جونم و بابا جونم (مامان جون و باباجون مامانیم) از اهواز اومدن دیدنم. امروز واسه اولین بار روروک ام و در آوردن و من و گذاشتن داخلش، خیلی باحال خوشم اومد... ...
15 شهريور 1392
1