پرنسس اردیبهشتی ما

شیطونی های این روز های مــــن

از وقتی مدرسه ها باز شده، کلاس نقاشی منم تعطیل شد؛ آخه خانم مربی مهربونم با مامی تماس گرفت و گفتش که صبح ها تعطیله و فقط بعد از ظهرها هستیم خب بعد از ظهر هم که تا من و داداشی بیدار شیم؛ باز همه جا تعطیل میشه و زودی هم شب میشه، پس فعلا کلاس نقاشی منم تعطیل شده بعضی وقتها از مامی جونم میخوام منو ببره مهد؛، مامانی هم میگه حالا ببینم چی میشه بعضی وقتها صبح پارک میرم، بعضی وقتها هم خونه عمه، بعضی روزها هم با مامانی و داداشی میریم پیاده روی جدیدا خیلی کم عکس میگیرم؛ مامانی هم اصلا اصرار نمیکنه؛ میگه نانازم اگه دوست داری آخه من بزرگ شدم دیگه؛ هر وقت خودم دوست داشته باشم عکس میگیرم مثل اینجا؛ می خواستیم بریم...
25 مهر 1395
1