پرنسس اردیبهشتی ما

تولد مامانی و شب یلدای زیبای ما

16آذر تولد مامانی بود و کلی خوش گذشت مامانی کیک مینیون آماده کرد، منم عاشقش بودم یلدای امسال هم که من تازه خوب شده بودم و داداشی هم همون روز مریض شده بود؛ مامانی چقدر اذیت شد باز هم یلدامون خوشگل شد مامی منه دیگه ...
26 دی 1396

کلاس های ترم پاییز و زمستون من

پیش که میرم خیلی هیجان داره، کلی چیزهای خوب یاد میگیرم بعضی از عکس ها رو الان میذارم واسه مراسم آخر ماه صفر رفتیم مسجد از مهد اومدم خسته م اولین نفری که ستاره هاش به 10 رسید خب منم دیگه جشن یلدا 96 مهد یاس من و داداشی گیفت یلدای ما کلاس آی مت کلاس زبانم آخرین کاردستی من واسه کلاس زبانم ...
26 دی 1396

پاییزی که گذشت

پاییزی که گذشت پر از ویروس و میکروب بود آخه هر روز منو مریض می کردن شاید هم واسه این بود که من امسال پیش میرم و هر روز از خونه میرم بیرون به هر حال مامی و بابایی رو خیلی اذیت کردیم آخه بعد از من نوبت داداشی جونمه دیگه کلاس زبان و آی متم هنوز هم ادامه داره و هر روز چیزهای بیشتر و بهتر یاد میگیرم کلی از عکس هام مونده که امروز میخوام بذارم کاردستی کلاس زبانمه باغ بابا جونم؛ چقدر دوست دارم از این sun flower ها هنوز هوا خوب بود، پارک می رفتیم اولین روزی که دارم خودم از این sharpner ام استفاده میکنم پازل مکعبی؛ خودم کن...
26 دی 1396
1