پرنسس اردیبهشتی ما

پاییزی که گذشت

1396/10/26 16:39
نویسنده : آتریسا جون
292 بازدید
اشتراک گذاری

پاییزی که گذشت پر از ویروس و میکروب بودتعجب

آخه هر روز منو مریض می کردنچشمک

شاید هم واسه این بود که من امسال پیش میرم و هر روز از خونه میرم بیرونزیبا

به هر حال مامی و بابایی رو خیلی اذیت کردیمخجالتآخه بعد از من نوبت داداشی جونمه دیگهخندونک

کلاس زبان و آی متم هنوز هم ادامه داره و هر روز چیزهای بیشتر و بهتر یاد میگیرمزیبا

کلی از عکس هام مونده که امروز میخوام بذارمبغل

کاردستی کلاس زبانمهبغل

باغ بابا جونم؛ چقدر دوست دارم از این sun flower هازیبا

هنوز هوا خوب بود، پارک می رفتیمبغل

اولین روزی که دارم خودم از این sharpner ام استفاده میکنمچشمک

پازل مکعبی؛ خودم کنار هم چیدمزیبا

پازل چوبی ماشین خوشگلم

دایی امیرحسین جونم واسم آورده؛ تهران که بودیم با کمک هم ساختیمشبغل

البته بیشتر دایی؛ منم نگاه میکردم به دایی جونمزیبا

مربی نقاشیم مهمونمون بود

اینم نقاشی من هدیه به مربیمبغل

یه بعد از ظهر سرد پاییزیعینک

همراه با داداشیبوس

اولین نفری بودم که تو پیش 10 تا ستاره گرفتمبغل

هدیه مامی جونم به منبوس

زیبازیبابغل

همین یه روز برفی رو داشتیم تا به امروزچشمک

داداش نترس؛ من مراقبتمبغل

بوسبوسبوس

تنها پرنسس خونه که باشی

اینجوریه دیگهبغل

پسندها (0)
شما اولین هوادار باشید!
نظرات (0) مشاهده جعبه ارسال نظر
انصراف